اصلاحات ارضی

1. اصلاحات ارضی

اصلاحات ارضی یا برنامه تقسیم اراضی میان کشاورزان در سه مرحله انجام شد. در مرحله اول، به موجب قانون 1340حد نصابی برای مالکیت زمین‌های زراعتی تعیین شد به موجب ماده دوم این قانون، حداکثر مالکیت زمین‌های کشاورزی هر شخص در تمام نقاط کشور یکی ده شش دانگ یا معادل از املاک پراکنده قرار داده شد. در مرحله دوم اصلاحات ارضی که از سال 1341آغاز شد مقرر گردید که مالکان دهات و زراعی که مشمول تقسیم نشده به یکی از صورت‌های ذیل به عمل در می‌آید:

الف) ملک خود را بر اساس عایدات سه سال اخیر ملک به زارع همان ملک اجاره نقدی بدهند. مدت این اجاره، سی سال و اجاره ‌بها هر پنج سال یک ‌بار قابل تجدید نظر خواهد بود.

ب) ملک خود را با تراضی به زارعان بفروشد.

ج) اراضی آب و دیم را به نسبت بهره مالکانه مرسوم و در محل، بین خود و زارعان تقسیم نمایند. علاوه بر سه طریق فوق، هرگاه مالکان با اکثریت زارعان ده توافق می‌کردند می‌توانستند یک واحد سهامی زراعی تشکیل دهند و بدین طریق از ده بهره‌برداری نمایند.

در مرحله سوم اصلاحات ارضی که از سال 1348آغاز شد قانون‌گذار فروش املاک مورد اجاره و تملاکی را که از طریق واحد سهامی زراعی به ترتیب مذکور بهره‌برداری می‌شد یا تقسیم آنها را به به سمت بهره مالکانه پیش‌بینی کرد و مالکان مکلف شدند آمادگی خود را برای فروش ملک مورد اجاره به زارعان مستاجر یا تقسیم به نسبت بهره مالکانه اعلام دارند.

2. اراضی آیش

زمین‌های دایری است که به صورت متناوب طبق عرف محل برای دوره معینی بدون کشت بماند (آیین‌نامه اجرایی لاحیه قانونی واگذاری و احیا اراضی مصوب 31/2/59 شورای انقلاب )

3. اراضی بایر

زمین‌هایی است که سابقه احیا دارد ولی به علت اعراض یا عدم بهره‌برداری بدون عذر موجه مدن 5 سال متوالی متروک مانده است (آیین‌نامه اجرایی لایحه قانونی واگذاری و احیا اراضی مصوب 31/2/59 )

4. اراضی بایر شهری

زمین‌هایی است که سابقه عمران و احیا داشته و به تدریج به حالت موات برگشته اعم از اینکه صاحب مشخصی داشته یا نداشته باشد (ماده 4 قانون زمین شهری 1366)

5. اراضی بیابانی

در برخی از دهات اهالی به کمک هم و به طور جمعی مقداری از اراضی ده را احیا می‌کنند و چون آب قریه به همه این قسم از زمین‌ها نمی‌رسد هر سال به قرعه بعضی از اهالی ده که آن قسمت از این اراضی را که آب به آن می‌رسد را کشت می‌کنند این زمین‌ها با اراضی مواتی که حریم ده را تشکیل می‌دهند فرق دارد و ملک اهل ده محسوب است و نوعی از اراضی مشاع اهالی ده را تشکیل می‌دهد.

6. اراضی جنگلی

به جنگل‌های تکامل نیافته‌ای گفته می‌شود که به صورت‌های زیر باشد:

الف) تعداد کنده درخت یا نهال یا بوته جنگلی در هر هکتار آن جداگانه یا مجموعاً از یکصد اصله تجاوز ننماید.

ب- درختان جنگلی به صورت پراکنده باشد به نحوی که حجم آن در هر هکتار در شمال از حوزه آستارا تا حوزه گلیدخانی کمتر از پنجاه متر مکعب و در سایر نقاط ایران کمتر از بیست متر مکعب باشد. در صورت وجود شمشاد حجم بیش از سی متر مکعب جنگل شمشاد محسوب می‌شود. (آیین‌نامه اجرایی لایحه واگذاری و احیا اراضی مصوب 31/2/59)

7. اراضی دایر

زمین‌هایی است که احیا شده و مستمرا مورد بهره‌برداری می‌باشد غیر از اراضی فوق‌الذکر زمین‌هایی که به نحوی در رژیم سابق ملی اعلام شده «زمین‌هایی که جهت محیط زیست و شکارگاه و جلوگیری از بدی آب و هوا در مالکیت دولت درآمده است (آیین‌نامه اجرایی لایحه قانون واگذاری و احیا اراضی مصوب 31/2/59 شورای انقلاب )

8. اراضی دایر شهری

زمین‌هایی است که آن را اصلاح و آباد کرده‌اند و در حال حاظر دایر و مورد استفاده است (ماده 5 قانون زمین شهری1366)

9. اراضی دولتی

اراضی دولتی اعم از ثبت شده یا ثبت نشده، دایر و بایر عبارت است از:

الف) اراضی موات

ب) اراضی که به نحوی از انحاء به دولت منتقل شده است اعم از طریق اصلاحات ارضی، خالصه، مجهول‌المالک و غیره

ج) اراضی متعلق به دولت که در اختیار اشخاص حقیقی و حقوقی و یا موسسات دولتی قرار دارد و به علت عدم استفاده و یا عدم اجراء مفاد قرارداد به رولت برگردانده شده است.

د) زمین‌هایی که به نحوی از انحاء در رژیم سابق ملی اعلام شده‌اند ( زمینهایی که در جهت محیط زیست و شکارگاه و جلوگیری از بدی آب و هوا به ملکیت دولت درآمده است)

(آیین‌نامه اجرایی لایحه قانونی واگذاری و احیا اراضی مصوب 31/2/59 شورای انقلاب)

10. اراضی ساحلی

زمین‌هایی است که در مجاورت دریا و دریاچه و یا اراضی مستحدثه قرار دارد.

11. اراضی شهری

اراضی شهری زمین‌هایی است که در محدوده قانونی و حریم استحفاظی شهر‌ها و شهرک‌ها قرار گرفته است.

(ماده 3 قانون زمین شهری شهریور 1366)

12. اراضی مباحه

الف) اراضی موات

ب) اراضی متروکه (نه متروکه شهرداری) که مالکان از آن اعراض کرده‌اند

13. اراضی متروکه

عناصر آن از این قرار است

الف) سابقه مالکیت خصوصی مسلمی داشته باشد

ب) فعلا مشغول به کشت و زرع و آبادی نباشد

ج) مالک سابق از مالکیت آن یا به اختیار چشم پوشیده باشد مانند زمینی که مالکان آن در زلزله به کلی از بین رفته باشند و ویران افتاده باشد.

14. اراضی مخروبه

اراضی بایر را گویند (تبصره ماده سوم قانون اصلاحات ارضی مصوب 19/10/40)

15. اراضی مستحدثه

زمین‌هایی است که در نتیجه خشک افتادن آب دریاها، دریاچه‌ها و تغییر بستر رودخانه‌ها یا خشک شدن تالاب‌هاایجاد شده باشد (آیین‌نامه اجرایی لایحه قانونی واگذاری و احیاء اراضی مصوب31/2/59 شورای اسلامی انقلاب)

16. اراضی مشاعی

در اصطلاحات ثبتی به سه دسته اراضی گفته می‌شود:

الف) اراضی بیابانی

ب) اراضی موات که حریم ده را تشکیل می‌دهند و اهل ده برای تعلیف دواب کندن بوته و نظایر این امور جمعاً از آن استفاده می‌کنند این قسمت ملک کسی نیست ولی بر اثر توسعه برخی از شهرها گاهی در آن به قصد طمعه بر مفلوک عرصه تنگ می‌کنند.

ج) اراضی دیم‌کار که اهالی ده با هم آن را احیا کرده و هر ساله با تقسیم موقت عده‌ای در آنها کشت دیم می‌کنند و به طور مشاع مالک آن اراضی هستند، نتیجه این تقسیم «برزگر ‌بخش» می‌نامند و در مقابل اراضی مفروزی استعمال می‌شود.

17. اراضی مفروزی

در اصطلاحات ثبتی اراضی مملوک ده را گویند که به مالکیت خصوصی اشخاص درآمده و در مقابل اراضی مشاعی ده بکار می‌رود.

18. اراضی موات

زمین‌هایی است که سابقه احیا و بهره‌برداری ندارد و به صورت طبیعی مانده و افراد به صورت رسمی و یا غیر رسمی برای آنها سند تهیه کرده‌اند (ماده 1 آیین‌نامه اجرایی مرجع تشخیص اراضی موات و ابطال اسناد آن مصوب 1366)

19. اعیان

اعیان عبارت است از هر شیء مادی که ملحق و ملصق به غیرمنقول، مخصوصاً زمین باشد. اعیان جمع عین است خانه، دکان، اشجار و حتی مجرای قنات مشمول تعریف اعیان است.

20. اعیانی

در مقابل عرصه استعمال می‌شود و عرصه به زمین مملوک (زمینی که متعلق به مالکی است ) گفته می‌شود و اعیانی، اعمال غیر منقول موجود در آن زمین را گویند مانند خانه، چاه، قنات، ‌درختان، ‌استخر شنا و غیره (ماده 947ق. م)

21. اعیان زراعی

آنچه از اعیانی که زارع به عنوان زارع، عرفاً در اراضی که ملک غیر بوده ایجاد کرده باشد مانند خانه مسکونی خود و طویله و استیجار (ماده 31 قانون اصلاحات ارضی مصوب 19/1/30)

22. بنچاق

اوراق و اسناد دال بر مالکیت مالک ملکی که قبل از آخرین مدرک آن وجود داشته خواه استشهادیه باشد که سجلات علمای بلد و معتمدین بر آن باشد خواه نه مانند قبوض مالیات و عوارض و اجاره و فرامین حکام و سلاطین و امثال آن.

23. بنه

مقدار زمین زراعتی (قسمتی از ده) که چند گاو به زراعت آن اختصاص یافته باشد و پاره‌ای از ولایات آن را بنیچه نامند (ماده 15 آیین‌نامه قانون اصلاحات ارضی مصوب 3/5/43)

24. بنیچه

مقداری از زمین زراعتی که چند گاو به زراعت آن اختصاص یافته باشد.

25. بشه یا قلمستان

زمینی است که در آن درختان غیر مثمر به وسیله اشخاص، ‌غرس شده و تعداد درخت هر هکتار آن از هزار اصله تجاوز ننماید (ماده1اصلاحات ارضی)

26. پی‌کنی

اراضی که فاقد حد طبیعی است و حد فاصل معینی هم با مجاورین ندارد باید قبل از تحدید حدود توسط متقاضی ثبت پی‌کنی دلیل تصرف و تصرف از دلایل مالکیت است. م 80 آیین‌نامه قانون ثبت ضین مقرر می‌دارد «در اراضی بیاض غیر محصور که حدفاصل نداشته باشد باید در اطراف زمین به عمق نیم گز از طرف مالک پی حضر می‌شود».

27. جنگل یا بیشه طبیعی

مجتمعی متشکل از عرصه و هوایی و مرکب از موجودات از منشاء نباتی (مانند درخت، درختچه و نهال و علف و خزه) و حیوانی صرف‌نظر از درجه تکامل به نحوی که دست بشر در ایجاد و تکامل آن دخیل نبوده است (آیین‌نامه اجرایی لایحه قانونی واگذاری و احیا اراضی در حکومت جمهوری اسلامی ایران مصوب31/2/59 شورای انقلاب).

28. حق‌الارض

حقی که به مالک زمین دهند برای کشت یا چراندن چهارپایان یا مرور و امثال آن

29. حقوق زارعانه

یا حقوق زارعان که در اصلاحات دیگر دسترنج رعیتی، کارافه، چم، تبرتراش، حق اولویت رعیتی و حق ریشه و حق آب و گل و مانند اینها نامیده می‌شود عبارت است از حق رشه و بهای شخم و کود و ارزش زحماتی که برای آباد کردن زمین محتمل شده است (تبصره 1 از بند الف از ماده تصویبی 18/11/1341 هیات وزیران مجموع اصلاحات ارضی چاپ مجلس

30. خالصه

به املاک شاهی هم می‌گویند.

«خالصجات اعم است از املاک مزروعی و مستغلات و مراتع و جنگل‌ها و اراضی »

31. مالک به عنوان کارآما

به معنای کارآفرین یا کارفرما است. منظور از مالک به عنوان کارآما یعنی مالک یا اربابی که مقیم روستا است و املاک خود را مستقلا اداره می‌کند و ابزار و وسایل کشاورزی را در اختیار زارعین قرار می‌دهد. برخلاف اغلب بزرگ مالکان «اربابان» که در شهرهای بزرگ سکونت داشتند و املاک خود را یا به مباشران واگذاری نمودند و یا آنها را به افراد دیگری اجاره می‌دادند.

33. مباشر

در لغت به معنای برگماشته، نماینده مالک در روستا، پیشکار و صاحب اختیار آمده است و کسی که از طرف مالک به طور مستمر، اداره اموال او را تصدی می‌کند. نوع دوم بهره‌برداری سنتی قبل از اصلاحات ارضی، مدیریت مباشر در غیاب مالک بود که در نقش نماینده ملاک به امور زراعی و اداره‌ روستا می‌پرداخت.

34. گاوبند

در لغت به معنای صاحب گاو در مزرعه و کسی که با یک جفت گاو در زمین دیگری کار کند و علاوه بر سهم خود سهم گاو هم ببرد یا کسی که تنها گاو دهد فقط سهم گاو گیرد.

35. اجاره‌دار

واگذاری زمین از جانب مالک به شخصی به نام اجاره‌دار است درحالی که خود مالک در شهر زندگی می‌کند.

36. رعیت

در نظام بزرگ مالکی (ارباب، رعیتی) یک طبقه اجتماعی را تشکیل می‌داد و شامل دو قشر متمایز از هم یعنی زارعان صاحب نسق زراعی و خوش نشینان روستایی می‌باشد.

37. زارعین صاحب نسق

کسی است که بر اسا قوانین و مقررات اصلاحات ارضی نسق زراعی به آنها واگذار گردیده و یا در آمارهای مربوط به عنوان زارع صاحب نسق زراعی قید شده باشد.

38. نسق

در جریان اصلاحات ارضی، نسق زراعی مبنای تقسیم قرار گرفت و به کسانی زمین تعلق گرفت که در روستا صاحب نسق بودند.

39. نسق داران توانگر

این قشر از رعیت ها، زمین‌هایی را در حدود 10تا20 هکتار در اختیار داشتند و به کمک اعضای خانواده خود و احیاناً چند نفر کارگر به کشاورزی می‌پرداختند. این خانواده‌ها در مناسبات تولیدی خود از یک سو وارد قرارداد مزارعه یا ارباب می‌شدند و به او بهره مالکانه می‌دادند و از سوی دیگر با کارگران کشاورزی رابطه کار فردی برقرار می‌کردند.

40. نسق داران متوسط

قشری بودن که زمین‌هایی در حدود 2تا20 هکتار در اختیار داشتند و می‌توانستند بدون استفاده از کارگر کشاورزی به کمک اعضای خانوار، کارهای کشاورزی خود را انجام دهند. بنابراین نسق داران متوسط تنها وارد قرارداد مزارعه با ارباب می‌شدند و با کسی رابطه مزدوری نداشتند این گروه اکثریت روستائیان را تشکیل می‌دادند.

41. نسق دادن تهیدست

قشری بودن که زمین‌هایی کمتر از 2 هکتار در اختیار داشتند و به دلیل عدم تکاپوی زمین زراعی برای امرار معاش خانوار، رعیت‌ها از یک سو با ارباب قراداد مزراعه می‌بستند و از سوی دیگر فصولی ارسال را برای کسب درآمد به کارهای کشاورزی و غیر کشاورزی می‌پرداختند یعنی با دیگران وارد رابطه مزدوری می‌شدند.

42. خوش‌نشین‌ها (دهقانان بی‌نسق)

به عده‌ای از سکنه روستا که نه مالک به شمار می‌روند و نه زارع سهم بر گفته می‌شود. و همچنین به گروهی از جمعیت روستا نشین گفته می‌شود که نسق زراعی نداشته باشد و فاقد زمین زراعی‌اند.

43. خرده مالک

به کسی که اراضی کوچک و یا سهمی از سهام قریه ده دارد خرده مالک گفته می‌شود.

44. نسق زراعی

نسق در لغت به معنی نظم دادن و ظرفیت روستا از نطر عده«جفت ها» آیین روش، قاعده و آن‌چه از مقررات که بر طریقه و نظامی واحد استوار باشد. نسق عبارت از قوانین حاکم بر نظام روابط عوامل تولید.

45. نسق دار

به کسی گفته می‌شود که در روستا حقوقی در امور زراعی داشته و عرف محل این حقوق را به رسمیت بشناسد و مدافع آن باشد.

46. بنه

عبارت است از یک واحد مستقل زراعی که عده‌ای دهقان با سمت‌های مشخص اجتماعی بر اساس تقسیم کاری که مبتنی بر امتیازات اقتصادی و منزلت‌های اجتماعی است در یک یا چند قطعه زمین مشخص با مقداری آب و نیروی شخم «گاوکار» یعنی به وسیله تعدادی ابزار کار متعلق به بنه به صورت یکسال زراعی در یک آبادی به کشت و زرع می‌پردازند. اراضی مزروعی دز ایران به واحدهای کوچکتری تقسیم می‌شد که در آن کار زراعی بر طبق نسق انجام می‌گرفت «بعضی از مناطق روستایی به آن بنه می‌گفتند.

47. حق ریشه

به مجموعه حقوقی که به ریشه تعلق می‌گیرد و از آن ناشی می‌شود ریشه در لغت به معنای بیخ، بن، اصل و در اصطلاح گیاه شناسی عضو اصلی گیاه است که از تخم بیرون می‌آید و در زمین فرو می‌رود و گیاه با آن، آب و مواد غذایی را از زمین جذب می‌کند آمده است.

48. عقد مزارعه

عقدی است که به موجب آن احد طرفین زمینی را برای مدت معینی به طرف دیگر می‌دهد که آن را زراعت کرده حاصل را تقسیم کند. یکی از مبانی ایجاد کننده حق ریشه، عقد مزارعه بین مالک و زارع می‌باشد.

49. حق جور

به معنی منظم، مرتب، حق تصرف، حق اولویت کسی که در زراعت زمین، بالا، بلندی و ارتفاع می‌باشد. زارع در صورتی که زمین مالک را احیا و چندین سال زراعت کند می‌تواند از آن برخوردار شود اگر مالک بخواهد رعیتی را که دارای حق حجور است بیرون کند باید به او عوض بدهد که مقدار آن در محل و با تراضی طرفین تعیین می‌گردد. از این گذشته اگر مالک، ملک خود را بفروشد مالک جدید نمی‌تواند زارع را از حق خود محروم کند به علاوه زارع می‌تواند حق خود را به شخص ثالث انتقال دهد.

50. حق تبرتراشی یا کارانه یا دست‌داری

دست داری نوعی تملک در نواحی شمال ایران مازندران و غیره است بدین سان که کسی زمین را از دیگری می‌گیرد و در آن باغ یا آبادی دیگر احداث می‌کند و حق‌الارض به مالک اصلی می‌پردازد در تعریف حق تبرتراشی آمده است در اثر اقدام کشاورزان در قطع و ریشه‌کن کردن درختان و آباد کردن زمین و تبدیل آن به زمین پنبه زاری یا شالیزاری حقی برای زارعین ایجاد می‌شود که آن حق به نام حق تبرتراشی یا کارانه و یا دست داری معروف می‌باشد و کلمه تبرتراشی نیز بدین معنی است که غالبا کشاورزان مناطق خرابه «جنگل‌های مخروبه را به وسیله تبر تراشیده و صاف می‌کنند این حق در زمین‌هایی که مالکیت آن متعلق به دیگری است ایجاد می‌شود و اگر زمین مال خود کشاورزان باشد دیگر حق تبرتراشی یا کارانه به طور مجزا مصداق ندارد و مستهلک در حق مالک است.

51. زارع

کسی است که مالک زمین نیست و در زمین متعلق به دیگری کشاورزی می‌کند و مقداری از محصول را بصورت نقدی و جنسی به مالک می‌دهد و زراع مالک نیست بلکه کسی است که جهت زراعت و بهره‌برداری کشاورزی و به زیر کشت درآوردن قطعه زمین مالک، هماهنگی واقعی بین نیروی کار خود و ادوات و وسایل کار و مواد اولیه و عوامل تولید ایجاد نماید که این عمل و فعالیت زراعی همان زراعت است که بند یک ماده اول قانون اصلاحات ارضی مصوب سال 1339 در تعریف آن مقرر می‌دارد: زراعت عبارت است از تولید محصول به وسیله عملیات زراعی و همچنین دامداری و تولید محصولات حیوانی. و همچنین نیروی کار انسانی «عمل زارع» از مهمترین عوامل زراعت و کشاورزی محسوب می‌شود.

52. حق تحجیر

عبارت است ایجاد اثری در زمین موات اما نه به حد احیای آن. در واقع تحجیر مرحله‌ آغازین احیای زمین به شمار می‌رود.

53. نسق دایم

در نسق دایم، رعیت زمینی را که در اختیار داشت هر سال کشت می‌کرد.

54. نسق متغیر

در نسق متغیر زمین برای یک دوره معین به رعیت واگذار می‌شود و ارباب با تغییر دایم رعایا از پایدار شدن آنها جلوگیری می‌کرد. در نسق متغیر زمانی که مالک به هر دلیلی اقدام به اخراج اجباری زارع از زمین تحت کشت او نماید تمامی حقوق ناشی از نسق از قبیل حق زارعانه، حق ریشه، حق السمعی و... از طرف زارع قابل مطالبه است.

55. هدف اجتماعی

هدف اجتماعی اصلاحات ارضی، ایجاد طبقه دهقان ثروتمند صاحب زمین و گسترش طبقه کارگر روستای از طریق انتقال زمین از مالکان به دهقانان و تمرکز هرچه بیشتر زمین در دست دهقانان ثروتمند با تامین عدالت اجتماعی از طریق الغای مناسبات ارباب و رعیتی و استقرار نظام دموکراتیک از طریق بیرون کشیدن دهقانان از زیر نفوذ مالکان اعلام شد.

56. هدف اقتصادی

هدف اقتصادی اصلاحات ارضی، افزایش قدرت خرید دهقانان و بالا بردن سطح تولید کشاورزی و توسعه بازارهای واقعی برای تولیدات صنعتی در مناطق روستایی و همچنین بکارگیری نیروی کار اضافی که از طریق اصلاحات ارضی بوجود می‌آمد به منظور برآورد نیازهای منابع شهر.

57. هدف سیاسی

هدف سیاسی اصلاحات ارضی دفع اختلاف میان مالک و زارع و جلوگیری از تحریک و اغتشاش یا انقلاب و جلوگیری از سرنگونی تمام قدرت حاکمه از طریق آزاد کردن رای دهقانان، استقرار دموکراسی و تقویت استقلال مملکت و تحکیم پایه‌های رژیم از طریق ایجاد طبقه وسیع دهقانان... بود و این هدف‌ها یا تقسیم زمین میان دهقانان و از بین بردن بقایای مالکیت بزرگ اراضی قدیمی تامین می‌شد. هدف شاه از اصلاحات ارضی ایجاد مبنای حمایت سیاسی جدیدی برای خود پس از مبارزه قدرت با اشراف و خوانین بود.

58. مرحله اول اصلاحات ارضی (قانون اصلاحی قانون اصلاحات ارضی مصوب 27/10/1340)

در تاریخ 14/9/1338وزیر وقت کشاورزی به منظور تحدید مالکیت و گسترش خرده مالکی در کشور لایحه اصلاحات ارضی را به مجلس ارائه کرد بر اساس این لایحه هر مالکی می‌توانست تا300 هکتار زمین آبی و یا 600 هکتار زمین زیر کشت آیش به اضافه مستثنیات قانونی از قبیل اراضی مکانیزه باغات و قلعستان را در تصرف داشته باشد همچنین مالکان مجاز بودند تا 5/1برابر میزان مقرر در قانون را به وارث خود منتقل کنند.

به موجب ماده 2 این قانون حداکثر مالکیت مجاز اراضی بایر و دایر کشاورزی برای هر شخص در سطح کشور در سطح کشور یک ده شش دانگ تعیین شد که مالک می‌توانست از بین ده‌ها و اراضی خود آن را انتخاب کند کند و چنانچه کسی در چند ده سهیم بود می‌توانست از سهام مزبور به میزان شش دانگ را در مالکیت خود نگاه دارد.

ماده سوم قانون اصلاحات ارضی سال 1340 موارد زیر را از مشمول قانون اصلاحات ارضی خارج کرده است:

1- باغات میوه و باغات چای و قلمیستان‌هایی که عرصه و عیان آنها متعلق به مالک باشد با حق به معموله به مالکیت مالک باقی خواهد ماند.

2- کلیه اراضی در تاریخ تصویب این قانون بصورت مکانیزه و بدون شریک زارع و به وسیله کارگر کشاورزی مورد بهره‌برداری واقع می‌شود مادام که به صورت مکانیزه استفاده می‌شود مستثنی بوده و هر زمان که از صورت مکانیزه و کارگر کشاورزی خارج شود مشمول مقررات تقسیم خواهد شد.

59. مرحله دوم اصلاحات ارضی( قانون مواد الحاقی به قانون اصلاحات ارضی مصوب 27/10/1341و آیین‌نامه اجرایی آن مصوب 13/5/1343)

از آنجا که در اجرای مرحله اول، دهات انتخابی مالکین و همچنین املاک خرده مالکینی که مشمول مرحله اول نشده‌اند کماکان در اختیار صاحبانشان باقیمانده و بر اساس عرف نظام ارباب رعیتی و همچنان بهره‌برداری می‌شد و این امر باعث دوگانگی بهره‌برداری‌ها در روستاها می‌گردید از این رو در سال 1341مرحله دوم اصلاحات ارضی آغاز گردید. بر اساس قانون 27/1041مالکینی که یک شش دانگ به عنوان حدنصاب برای خود تعیین کرده بودند و همچنین مالکینی که میزان مالکیت آنها کمتر از ده شش دانگ بود موظف گردید که یکی از سه مورد زیر را انتخاب کنند:

1- اجاره سی ساله ملک به زارع همان ملک براساس معدل عایدات سه ساله 1340 و 1341 و 1342 بدون در نظر گرفتن عوارض طبق عرف محل.

2- فروش به تراضی به زارعین همان ملک

3- تقسیم به نسبت بهره مالکانه در محل بین زارعین و مالک و یا مالکین

آیین‌نامه اصلاحات ارضی مصوب 13/5/1343دو گزینه زیر را در صورت موافقت و حمایت زارعین به موارد انتخابی افزود:

1-خرید حق ریشه زارعین:

1-1 حق ریشه زارعان را حتما باید اخذ توافق زارعان خریداری نماید.

1-2 میزان اراضی خریداری شده محدود بوده و یقین از آن نمی‌توانستند خریداری نمایند.

2- تشکیل واحد سهامی زراعی

بر اساس ماده 17 آیین‌نامه اصلاحات ارضی در صورت توافق اکثریت زارعان و مالکان هر ده بهره‌برداری از آن ده به صورت یکی واحد سهامی زراعی هیات مدیره صورت می‌گرفت.

مستثنیات مرحله دوم اصلاحات ارضی عبارت بود از:

1- اراضی مکانیزه تا میزان 500 هکتار واقع در همان ده (تبصره 4ماده 1)

2- موقوفه عام: به موجب ماده 2 این قانون املاک موقوفه عام با در نظر گرفتن منافع وقف به اجاره طویل‌المدت 99ساله به زارعین همان موقوفه اجاره نقدی داده می‌شود.

3- بر اساس ماده 43 آیین‌نامه اصلاحات ارضی، اراضی مزدوعی و باغات در محدوده شهرها از مشمول مقررات اصلاحات ارضی خارج اعلام گردید.

60. مرحله سوم اصلاحات ارضی( قانون تقسیم و فروش املاک مورد اجاره به زارعین مستاجر مصوب 29/10/1347)

در این قانون به سازمان اصلاحات ارضی اجاره داده مشد تا زمین‌هایی را که در مرحله دوم مورد فروش یا تقسیم واقع شده است طبق قانون اصلاحی مصوب 19/10/40خریداری و تقسیم نمایند در این قانون نه مالکین ملزم به واگذاری زمین به دولت گردیدند و نه دولت موظف به اعمال حاکمیت گردید از این رو باید آن را مقدمه‌ای برای اجرای مرحله سوم اصلاحات ارضی دانست و از آنجا که در دهات و مزارعی که در اجرای مقررات مرحله دوم قانون اصلاحات ارضی، مالک شق اجاره یا واحد سهامی زراعی را انتخاب کرده بود انتقال قطعی ارضی به زارعین صورت نمی‌گرفت لذا در سال 1347 قانون تقسیم فروش املاک مورد اجاره، مالکین و زارعین را مکلف کرد که بر اساس یکی از دو شق تقسیم یا فروش بر طبق مقررات اقدام کنند در این مرحله مستثنیات عبارت بود از:

1-املاک موقوفه عام که قبلا به موجب ماده 2«قانون مواد الحاقی به قانون اصلاحات ارضی مصوب27/10/41به اجاره 99ساله، زارعین درآمده ( ماده 8 قانون تقسیم و فروش املاک مورد اجاره به زارعین مستاجر)

2- اراضی شالیزاری تا میزان 30 هکتار اعم از تحت کشت و آیش همچنان تحت مقررات مرحله دوم اصلاحات ارضی در خصوص اجاره و فروش باقی ماند( ماده 6 آیین ‌نامه اجرایی قانون تقسیم و فروش)

61. نسق زارعانه رسمی

عبارت است از نسق زارعانه‌ مستاجری که در جریان اصلاحات ارضی، سند رسمی نسبت به عرصه‌ زمین بنام وی تنظیم گردیده است.

62. نسق زارعانه غیر رسمی

عبارت است از نسق زارعانه مستاجری که در جریان اصلاحات ارضی، عرصه زمین را از مالک ابتیاع نموده است اما به نحو عادی نه با تنطیم سند رسمی.

63. نسق زارعانه استیجاری

عبارت است از نسق زارعانه مستاجری که با عقد اجاره که در محل بصورت مزارعه یا عقد مزارعه نیز جریان می‌یافت آن هم نوعاً به شکل غیر رسمی و شاهی اعم از قبیل و بعد از اصلاحات ارضی بر روی زمین زراعی مالک کار می‌کرده است و ضمن پرداخت اجاره‌بهای مالک اقدام به زرع و آبادانی زمین و نهایتا فروش محصولات آن می‌نمودند.

64. نسق زارعانه مالک

عبارت است از نسق زراعی ملک با املاکی که مالک آنها را توسط کارگر روزمزد یا برزگر و یا زارعین متعهد که هر کدام فقط یک سال یا کمتر از آن مقداری که حق زارعانه به آن‌ها تعلق بگیرد زراعت نموده و یا در صورت زرع آنها توسط زارعین مستحق نسق زارعانه، حق آنان را پرداخت و خود قائم مقام زارعین مزبور نسبت به حق مزبور گردیده است.

آثار و نتایج اصلاحات ارضی

نتایج اقتصادی

65. گسترش شیوه تولید خرده مالکی خانگی

پیش از اصلاحات ارضی، نزدیک به 25درصد اراضی زیر کشت بصورت خرده مالکی اداره می‌شود تقسیم اراضی بین روستائیان، جمعیت عظیمی از دهقانان را به جرگه خرده مالکان راند و در پایان اصلاحات ارضی اکثریت قانع دهقانان به طبقه خرده مالک تعلق یافتند و به طوریکه در این دوره بیش از 2 میلیون خانوار روستائی مشمول تعریف خرده مالک می‌شدند.

66. تقسیم شدن زمین‌های زراعی به قطعات خرد

تقسیم زمین میان دهقانان و در نتیجه رهایی آنان از بهره مالکانه و همچنین عوارض دیگر، در وهله نخست و در آغاز کار منجر به بالا رفتن میزان نسبی درآمد و افزایش قدرت خرید آنان شد اما از آنجا که هدف اصلاحات ارضی توسعه روابط تجاری در روستاها بود افزایش درآمد و قدرت خرید دهقانان در راه خرید کالاهای مصرفی شهری به کار گرفته شد و از آنها را مطابق خواسته‌های سرمایه‌داری وابسته، بسوی مصرفی شدن سوق داد.

68. تضعیف کشاورزی

یکی از نتایج میان مدت اصلاحات ارضی نابودی کشاورزی سنتی ایران بود که در اثرات مهاجرت روستائیان به شهرها و در نتیجه خالی شدن روستاها و همچنین عوامل و موانع دیگر حاصل شد.

69. نابرابری در توزیع زمین

در جریان اصلاحات ارضی زمین میان دهقانان بطور مساوی توزیع نشد. حدود 5/47درصد از جمعیت روستایی که قبل از اصلاحات ارضی محرومیت بیشتری داشتند، هیچ گونه نفعی از توزیع زمین نبردند علت این مساله آن است که زمین براساس نظام قبلی از اصلاحات ارضی محرومیت بیشتری داشتند، هیچ‌گونه نفعی از توزیع زمین نبردند علت این مساله آن است که زمین بر اساس نظام قبلی کار روستایی، یعنی داشتن یا نداشتن نسق زراعی، تقسیم شد و درنتیجه گاوداران و صاحبان نسق از آن بهره‌مند شدند و کارگران کشاورزی بی‌نصیب ماندند.

نتایج اجتماعی

70. تغییر سازمان جمعی تولید

با اجرای اصلاحات ارضی، ساخت‌های سنتی تصرف و بهره‌برداری جمعی زمین در بسیاری از مناطق روستایی شکسته شد قطعه قطعه شدن زمین‌های زراعی، علاوه بر کاهش میزان بهره‌دهی زمین‌ها سازمان جمعی تولید را که در روستاهای ایران به نام بنه، صحرا، حراثه و غیره معروف بودند بهم زد و اعضای آن را به حداکثر (4-2) خانوار تعلیل داد و در بسیاری از جاها، شیوه‌های بهره‌برداری مزدی را به جای آنها نشاند.

71. مهاجرت روستاییان به شهرها و افزایش میزان حاشبه نشینی

یکی دیگر از آثار اجرای اصلاحات ارضی افزایش شدت مهاجرت روستائیان به شهر‌هاست این امر ناشی از تثبیت دایمی و نفع خوش نشینان روستا از یک سو و تبدیل تعدادی از صاحبان نسق‌‌های پیشین به کارگران کشاورزی و غیر کشاورزی روزمزد به عنوان مثال در شرکت‌های سهامی زراعی و شرکت‌های کشت و صنعت و... از سوی دیگر است.

72. تغییر در نحوه و روش اتخاذ تصمیم

صاحب زمین شدن روستائیان در میزان و نحوه تصمیم‌گیری آنان چه در امور اقتصادی، کشاورزی و دهقانی و چه در امور فرهنگی و اجتماعی، دگرگونی‌هایی به عمل آورد نمونه‌های این تغییر عبارتند از:

تصمیم‌گیری در موعد کاشت، ‌داشت، برداشت و نوع محصول زراعی که در دوره پیش از اصلاحات ارضی در دست ارباب و به تصمیم وی بستگی داشت.


منابع و مآخذ

دکتر جعفری لنگرودی، جعفر، ترمینولوژی حقوق

قانون ثبت اسناد و املاک

قانون دفاتر اسناد رسمی

قانون مدنی

اسکانی، نادر، فرهنگ ثبتی، چاپ پنجم، تابستان 1390

خردمندی، دکتر سعید، تحدید حاکمیت، چاپ اول، 1392

خلیل پور گرگانی، مجید، نسق زراعی در حقوق ایران، چاپ دوم، 1392